چند رباعي ناب از ابوسعيد ابوالخير


 


 


باز آ باز آ هر آنچه هستي باز آ


گر کافر و گبر و بت‌پرستي باز آ


اين درگه ما درگه نوميدي نيست


صد بار اگر توبه شکستي باز آ


 


وصل تو کجا و من مهجور کجا


دردانه کجا حوصله مور کجا


هر چند ز سوختن ندارم باکي


پروانه کجا و آتش طور کجا


 


منصور حلاج آن نهنگ دريا


کز پنبه? تن دانه? جان کرد جدا


روزيکه انا الحق به زبان مي‌آورد


منصور کجا بود؟ خدا بود خدا


 


وا فريادا ز عشق وا فريادا


کارم بيکي طرفه نگار افتادا


گر داد من شکسته دادا دادا


ور نه من و عشق هر چه بادا بادا


 


گفتي که منم ماه نشابور سرا


اي ماه نشابور نشابور ترا


آن تو ترا و آن ما نيز ترا


با ما بنگويي که خصومت ز چرا


 


هرگاه که بيني دو سه سرگردانرا


عيب ره مردان نتوان کرد آنرا


تقليد دو سه مقلد بي‌معني


بدنام کند ره جوانمردان را


 




مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

عکس آقای خامنه ای

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

نقد و تجربه من از بازي در سايت پوکر پوشک بچه پريما سفيد 4 کهکشان دستگاه ضد عفوني کننده دست در کافي شاپ ها daryaa سفر mrashpaz foroshgerdo shadzi فرابهار