کافه - مهدي فرجي

 


اين مست هاي بي سر و پا را جواب کن
امشب شب من است، مرا انتخاب کن

مهمان من تمامي اينها و. پاي من
قليان و چاي مشتريان را حساب کن

تمثال شاعرانه ي درويش را بکن
عکس مرا به سينه ي ديوار قاب کن

هي! قهوه چي! ستاره به قليان من بريز
جاي ذغال، روشنش از آفتاب کن

انگورهاي تازه ي عشقي که داشتم
در خمره هاي کهنه بخوابان، شراب کن

از خون آهوان بده ظرفي که تشنه ام
ماهيچه ي فرشته برايم کباب کن

از نشئه خلسه اي بده از سُکر، جرعه اي
افيون و مي بيار، بساز و خراب کن

دستم تهي است هرچه برايم گذاشتي
با خنده هاي مشتريانت حساب کن


 

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

عکس آقای خامنه ای

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

حکيم زين العابدين عسکري لشت نشايي گيلاني mohammad-blog2020 موسسه پرستاري amozeshi تعمير و نصب وفروش سيستم هاي حفاظتي ساختمان گروه فنی و مهندسی آی تک ميوه هاي خشک شده دانستیها دنیای از خوشمزه ها فروشگاه اینترنتی