بگو قطار بايستد - هيوا مسيح

 


 


بگو قطار بايستد
بگو در ماه ترين ايستگاه زمين بماند
بماند سوت بکشد ، بماند دير برود
بماند سوت بکشد ، برود
دور شود
بگو قطار بايستد
دارم آرزو مي کنم
مي خواهم از همين بين راه
از همين جاي هيچ کس نيست
کمي از کناره ي دنيا راه بروم
از جاده هاي تنها
که مردان بسياري را گم کرد
مرداني که در محرم ترين ساعات عشق گريستند
و صدايشان در هيچ قلبي نپيچيد
مي خواهم سوت
بزنم ، بمانم
زود بروم ، سوت بزنم ، دور شوم
کمي از اين همه صندلي هاي پر دود
کمي از اين همه چشم و عينک هاي سياه
مي خواهم کمي دورتر از شما سوت بزنم
مي خواهم در ماه ترين ايستگاه زمين
در محرم ترين ساعات ماه
گريه کنم
مي خواهم کمي دورتر از شما
کمي نزديک تر به ماه
بميرم


 



مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

وبلاگ شخصي آرشام alborzbaan گرگان_چرتکه noridarman zahhraB پزشک you movie پوشک بچه کانفی تازه های مد و زیبایی آستانه امام زاده شاهزاده قاسم زرقان اطلاعات تخصصی در حوزه سئو